تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

طنز - مجلس ختم

    من به اندازه یک مجلس ختم (شعر طنز)

    مجموعه : مطالب طنز و خنده دار

    چه رفیقان عزیزی که بدین راه دراز
    بر شکوه سفر آخرتم، افزودند
    اشک در چشم، کبابی خوردند
    قبل نوشیدن چای،
    همه از خوبی من میگفتند
    ذکر اوصاف مرا،
    که خودم هیچ نمی دانستم
    نگران بودم من،
    که برادر به غذا میل نداشت
    دست بر سینه دم در استاد و غذا هیچ نخورد
    راستی هم که برادر خوب است
    گر چه دیر است، ولی فهمیدم
    که عزیز است برادر، اگر از دست رود
    و سفرباید کرد،
    تا بدانی که تو را میخواهند
    دست تان درد نکند،
    ختم خوبی که به جا آوردید
    اجرتان پیش خدا
    عکس اعلامیه هم عالی بود،
    کجی روبان هم،
    ایده نابی بود
    متن خوبی که حکایت می کرد
    که من خوب عزیز
    ناگهانی رفتم
    و چه ناکام و نجیب
    دعوت از اهل دلان،
    که بیایند بدان مجلس سوگ
    روح من شاد کنند و تسلی دل اهل حرم
    ذکر چند نام در آن برگه پر سوز و گداز
    که بدانند همه،
    ما چه فامیل عظیمی داریم
    رخصتی داد حبیب،
    که بیایم آنجا
    آمدم مجلس ترحیم خودم،
    همه را میدیدم
    همه آنهایی،
    که در ایام حیات،
    نمی دیدمشان
    همه آنهایی که نمی دانستم،
    عشق من در دلشان ناپیداست
    واعظ از من می گفت،
    حس کمیابی بود
    از نجابت هایم،
    و از همه خوبیهام
    و به خانم ها گفت:
    اندکی آهسته
    تا که مجلس بشود سنگین تر
    سینه اش صاف نمود
    و به آواز بخواند:
    ”مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم”
    راستی این همه اقوام و رفیق
    من خجل از همه شان
    من که یک عمر گمان میکردم تنهایم و نمی دانستم
    من به اندازه یک مجلس ختم،
    دوستانی دارم!


    این مطلب تا کنون 66 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 26 آبان 1394 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : , ,

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 27 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55487
  • تعداد مطالب :159473
  • بازدید امروز :315388
  • بازدید داخلی :29926
  • کاربران حاضر :246
  • رباتهای جستجوگر:405
  • همه حاضرین :651

تگ های برتر